در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
بزرگمردی از قبیله بجیله که در یک دگرگونی روحی شگرف، به یکی از وفادارترین فرماندهان امام تبدیل شد.
زهیر بن قین بَجَلی از شیوخ و بزرگان شجاع کوفه بود. او در ابتدا گرایش عثمانی داشت و از دیدار با امام حسین (ع) پرهیز میکرد. در مسیر مکه به کوفه، کاروان زهیر همواره تلاش میکرد دور از کاروان امام منزل کند. اما در یکی از توقفگاهها (زَرُود)، ناگزیر هر دو کاروان در یک مکان فرود آمدند. امام حسین (ع) قاصدی به خیمه زهیر فرستاد و او را به دیدار فراخواند. زهیر ابتدا درنگ کرد، اما با تشویق همسر شجاعش (دَلْهَم بنت عمرو) به خیمه امام رفت. این دیدار چنان تحول عظیمی در روح او ایجاد کرد که با چهرهای برافروخته و شادمان بازگشت، خیمهاش را به کنار خیمههای امام منتقل کرد، تمام اموالش را به همسرش بخشید و او را طلاق داد تا به خانوادهاش برگردد و خود با تمام وجود به کاروان حسینی پیوست. بر اساس گزارش کتاب الإرشاد شیخ مفید، در صبح عاشورا هنگامی که امام حسین (ع) سپاه کوچک خود را میآراست، با شناخت کامل از تجربه نظامی و شجاعت زهیر، او را به عنوان فرمانده جناح راست (میمنه) سپاه منصوب کرد. زهیر در طول جنگ، همواره سپر بلای امام بود؛ به ویژه در هنگام نماز ظهر عاشورا که به همراه سعید بن عبدالله جلوی امام ایستاد تا ایشان نماز را به پایان برسانند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد: زهیر به همراه حبیب بن مظاهر حملههای هماهنگ و دلاورانهای به صفوف دشمن میکردند. وقتی یکی از آنها در محاصره میافتاد، دیگری به سرعت به کمکش میشتافت و او را نجات میداد. زهیر با رجزخوانیهای کوبنده، دشمنان را به شدت میترساند و تلفات سنگینی به سپاه کوفه وارد کرد. پس از نبردی طولانی و قهرمانانه، سرانجام کثیر بن عبدالله شعبی و مهاجر بن اوس به او حملهور شدند و او را به شهادت رساندند. هنگامی که زهیر بر زمین افتاد، امام حسین (ع) بر بالین او حاضر شد و فرمود: «ای زهیر، خداوند تو را از رحمتش دور نسازد و قاتلان تو را مانند لعنتشدگان مسخشده، لعنت کند».
وَاللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي قُتِلْتُ ثُمَّ نُشِرْتُ ثُمَّ قُتِلْتُ حَتَّى أُقْتَلَ كَذَا أَلْفَ مَرَّةٍ
"به خدا سوگند دوست دارم کشته شوم، دوباره زنده شوم تا هزار بار در راه دفاع از تو کشته شوم."