در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
از بزرگان شیعه در کوفه که در ظهر عاشورا خود را سپر تیرهای دشمن کرد تا امام نماز را به پایان برساند.
سعید بن عبدالله حنفی، از چهرههای سرشناس و شجاع شیعه در کوفه بود. او کسی بود که در دوران اقامت مسلم بن عقیل در کوفه، آخرین نامه کوفیان را به مکه نزد امام حسین (ع) برد و در پاسخ، نامه امام را برای مسلم آورد. او پس از رساندن نامهها، تصمیم گرفت با کاروان امام همراه شود و جان خود را فدای ایشان کند. در شب عاشورا، هنگامی که امام حسین (ع) فرمود هر کس میخواهد برود، آزاد است، سعید بن عبدالله برخاست و سخنی تاریخی و پرشور گفت: «به خدا سوگند تو را رها نمیکنیم تا خداوند بداند که ما حرمت پیامبرش را درباره تو حفظ کردهایم. به خدا اگر بدانم کشته میشوم، سپس زنده میشوم، سپس سوزانده میشوم و خاکسترم را به باد میدهند، و این کار هفتاد بار تکرار میشود، هرگز از تو جدا نمیشوم». اوج فداکاری سعید در روز عاشورا و هنگام اقامه نماز ظهر تجلی یافت. هنگامی که ابوثمامه صائدی فرا رسیدن وقت نماز را به امام یادآوری کرد، امام فرمود: «نماز را یادآوری کردی، خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد». سپس امام و یارانش به نماز ایستادند، در حالی که سپاه دشمن ناجوانمردانه آنها را هدف تیر قرار میداد. بر اساس گزارش الإرشاد، سعید بن عبدالله به همراه زهیر بن قین جلوی امام ایستادند تا سپر بلای ایشان شوند. سعید با دیدن هر تیری که به سمت امام میآمد، خود را جلو میانداخت. او آنقدر تیر به سینه، سر و دستهایش خورد که پس از پایان نماز، با سیزده تیر در بدن بر زمین افتاد. هنگامی که در حال جان دادن بود، امام حسین (ع) بر بالینش حاضر شد. سعید با آخرین نفسها پرسید: «ای پسر پیامبر، آیا من به عهد خود وفا کردم؟» امام با چشمانی اشکبار فرمود: «آری، تو پیش از من در بهشت هستی». سعید با این بشارت لبخند زد و به شهادت رسید.
يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، أَوْفَيْتُ؟
"(در آخرین لحظات خطاب به امام:) ای پسر رسول خدا، آیا به عهد خود وفا کردم؟"