در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
کودک خردسال امام مجتبی (ع) که در آخرین لحظات خود را به قتلگاه رساند و دستش را سپر شمشیر دشمن کرد.
عبدالله بن الحسن (ع)، کودک یازده ساله و یادگار دیگر امام مجتبی (ع) است که در روز عاشورا همراه مادرش در خیمهها حضور داشت. او با وجود سن کم، درکی عمیق از مقام امامت عمویش حسین (ع) داشت و در تمام روز عاشورا شاهد شهادت مظلومانه یاران و بنیهاشم بود. بر اساس گزارش دقیق شیخ مفید در الإرشاد، هنگامی که امام حسین (ع) با بدن غرق به خون بر زمین افتاد و سپاه دشمن برای تمام کردن کار به او حملهور شدند، عبدالله خردسال نتوانست بیتفاوت بماند. او از خیمهها بیرون دوید. حضرت زینب (س) سعی کرد مانع او شود تا جانش حفظ بماند، اما عبدالله با مقاومت فریاد زد: «به خدا سوگند از عمویم جدا نمیشوم». او دواندوان خود را به قتلگاه رساند و در کنار عمویش ایستاد. در همین لحظه، ابجر بن کعب (در برخی منابع بحر بن کعب) شمشیر خود را برای ضربه زدن به امام حسین (ع) بالا برد. عبدالله خردسال با شجاعتی بینظیر فریاد زد: «ای فرزند زن ناپاک! آیا عموی مرا میکشی؟» عبدالله دست کوچک خود را سپر شمشیر ابجر کرد. شمشیر فرود آمد و دست کودک قطع شد و تنها به پوستی آویزان ماند. عبدالله از شدت درد فریاد زد: «یا عماه!» (ای عمو جان!). امام حسین (ع) که خود غرق در جراحت بود، برادرزادهاش را در آغوش کشید و فرمود: «ای برادرزاده، بر آنچه به تو رسید صبر کن و آن را به حساب خیر بگذار، که خداوند تو را به پدران صالحت ملحق خواهد کرد». در همان حالی که عبدالله در آغوش عمویش آرام گرفته بود، حرمله بن کاهل اسدی (عامل شهادت علی اصغر) با پرتاب تیری این کودک خردسال را در آغوش امام به شهادت رساند. فداکاری عبدالله در آخرین دقایق عاشورا، اوج بصیرت و عشق در خاندان وحی را به نمایش گذاشت.