در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
نوجوان ۱۳ ساله امام حسن مجتبی (ع) که مرگ در راه خدا را شیرینتر از عسل میدانست.
قاسم بن الحسن (ع)، فرزند نوجوان امام حسن مجتبی (ع) و نوه دلاور امیرالمومنین علی (ع) است. ایشان پس از شهادت پدر بزرگوارش، در دامان عمویش امام حسین (ع) پرورش یافت. محبت و علاقه امام حسین به قاسم به حدی بود که او را همچون فرزندان خود دوست میداشت و قاسم نیز عمویش را به جای پدر میدید. در شب عاشورا، هنگامی که امام حسین (ع) خبر شهادت تمامی یاران را داد، قاسم که نوجوانی ۱۳ یا ۱۴ ساله بود، با نگرانی پرسید: «آیا من هم فردا کشته میشوم؟» امام برای آزمودن او پرسید: «مرگ در نزد تو چگونه است؟» و قاسم با صلابتی بینظیر که نشان از روح بلند علوی او داشت، پاسخ داد: «أحلی مِنَ العَسَل» (شیرینتر از عسل). این جمله تاریخی، جایگاه والای معرفت و یقین این نوجوان را در تاریخ جاودانه کرد. بر اساس گزارش کتاب الإرشاد شیخ مفید، در روز عاشورا پس از شهادت یاران، قاسم برای نبرد نزد امام حسین (ع) آمد. امام که طاقت دیدن پیکر خونین یادگار برادر را نداشت، ابتدا اجازه میدان رفتن به او نداد. قاسم آنقدر دست و پای عمو را بوسید و گریه کرد تا سرانجام امام با چشمانی اشکبار به او اجازه داد. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد: قاسم با چهرهای که همچون پاره ماه میدرخشید، وارد میدان شد. او با وجود سن کم، جنگ نمایانی کرد. در میانه نبرد، بند کفش او پاره شد و هنگامی که خم شد تا آن را ببندد (با این اطمینان که دشمن جرات حمله به او را ندارد)، عمرو بن سعد بن نفیل ازدی از فرصت استفاده کرد و با شمشیر ضربتی سنگین بر سر او وارد کرد. قاسم به روی افتاد و فریاد زد: «ای عمو جان، به فریادم برس». امام حسین (ع) همچون باز شکاری خود را به قاسم رساند و قاتل او را به هلاکت رساند. هنگامی که غبار جنگ فرو نشست، امام بر بالین قاسم نشست در حالی که او از شدت درد پاهای خود را بر زمین میکشید. امام با قلبی شکسته فرمود: «چقدر بر عمویت سخت است که او را بخوانی ولی نتواند تو را یاری کند یا یاریاش برای تو سودی نداشته باشد». امام پیکر بیجان قاسم را در آغوش گرفت و در کنار پیکر علی اکبر قرار داد.