در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در مسیر شام، وقتی لشکر یزید با اسرای اهل بیت و سرهای شهدا در نزدیکی صومعهای (دیر راهب) توقف کردند، راهب مسیحی نوری را دید که از سر مطهر امام حسین (ع) به سوی آسمان میرود.
در مسیر شام، وقتی لشکر یزید با اسرای اهل بیت و سرهای شهدا در نزدیکی صومعهای (دیر راهب) توقف کردند، راهب مسیحی نوری را دید که از سر مطهر امام حسین (ع) به سوی آسمان میرود. او با شگفتی از سربازان پرسید این سر کیست؟ پس از فهمیدن ماجرا، با پرداخت دههزار درهم به لشکریان، سر مطهر را برای یک شب امانت گرفت. او سر را شستشو داد، با گلاب خوشبو کرد و تا صبح بر آن گریست. با دیدن کرامات این سر، او مسلمان شد.
تباً لكم لو تعلمون رأس من هذا! والله لو كان لعيسى بن مريم ولد لأجلسناه على أحداقنا.
"وای بر شما اگر میدانستید این سر کیست! به خدا قسم اگر عیسی بن مریم فرزندی داشت، ما او را روی چشمانمان میگذاشتیم."