در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
جوانی شجاع از قبیله بنیجابر که به همراه پسرعمویش مالک، با چشمانی گریان از شوق شهادت به میدان رفت.
سیف بن حارث (یا حارث بن سریع) از جوانان دلاور و شیعیان خالص بصره (یا کوفه) بود. او و پسرعمویش «مالک بن عبد» که برادران مادری یکدیگر نیز بودند، همپیمانانی ناگسستنی به شمار میرفتند. این دو جوان پیش از محاصره کامل کاروان حسینی در کربلا، خود را به یاران امام رساندند. در روز عاشورا، پس از شهادت حنظله بن اسعد، سیف و مالک با هم نزد امام حسین (ع) آمدند. آنها در حالی که اشک میریختند، در برابر امام ایستادند. امام حسین (ع) با دیدن اشک آنها پرسید: «ای پسرعموها! چرا میگریید؟ به خدا سوگند امیدوارم به زودی چشمتان روشن شود». سیف و مالک پاسخ دادند: «خداوند ما را فدای تو کند! به خدا قسم برای خودمان گریه نمیکنیم؛ گریه ما برای این است که میبینیم تو در محاصره دشمن قرار گرفتهای و ما نمیتوانیم بیش از جانمان چیزی برای دفاع از تو فدا کنیم». این سخن، اوج عشق و فداکاری آنان را به نمایش گذاشت. امام حسین (ع) با شنیدن این سخن عاشقانه فرمود: «خداوند به شما پاداش پرهیزگاران را عطا کند». سپس سیف و مالک، دوشادوش یکدیگر وارد میدان نبرد شدند. آنها در میدان به هم نگاه میکردند تا در مبارزه از یکدیگر سبقت بگیرند. این دو جوان دلاور با هماهنگی بینظیری میجنگیدند؛ هرگاه یکی از آنها در محاصره میافتاد، دیگری به یاریاش میشتافت. سرانجام پس از نبردی حماسی و به هلاکت رساندن دهها تن از دشمنان، هر دو در کنار یکدیگر به شهادت رسیدند تا رفاقت خود را در بهشت نیز ادامه دهند.
نَبْكي عَلَيْكَ نَراكَ قَدْ أُحيطَ بِكَ وَلا نَقْدِرُ أَنْ نَمْنَعَكَ
"بر تو میگرییم که میبینیم در محاصرهای و نمیتوانیم بیش از جانمان برایت فدا کنیم."