در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
فرمانده شجاع سپاه کوفه که کاروان امام را متوقف کرد، اما در لحظه آخر با انتخابی بزرگ توبه کرد و شهید شد.
حر بن یزید ریاحی از فرماندهان بلندپایه، اشراف و جنگاوران نامدار و شجاع کوفه بود که در میان قبیله خود جایگاه بسیار بالایی داشت. زمانی که ابن زیاد از حرکت امام حسین (ع) به سوی کوفه مطلع شد، حر را با مأموریتی فوری و با سپاهی متشکل از هزار سوار جنگی فرستاد تا راه را بر کاروان فرزند پیامبر ببندد و آنها را وادار به تسلیم یا توقف کند. سپاه حر در میانههای راه، در حالی که از شدت گرما و تشنگی به شدت فرسوده شده بودند، با کاروان امام روبرو شدند. امام حسین (ع) با بزرگواری و کرامتی بینظیر، دستور دادند تا نه تنها به سربازان تشنه حر، بلکه حتی به اسبهای آنها نیز آب بنوشانند. با این وجود، حر به دلیل مأموریت نظامی خود، کاروان امام را همراهی کرد و مانع از حرکت آنها به سوی کوفه یا بازگشت به مدینه شد، تا آنکه آنها را مجبور کرد در سرزمین بیآب و علف کربلا توقف کنند. بر اساس روایت دقیق و مستند کتاب الإرشاد نوشته شیخ مفید، در صبح روز عاشورا هنگامی که حر بن یزید دریافت عمر سعد قصد جنگ قطعی و خونین با فرزند پیامبر را دارد و هیچیک از پیشنهادهای صلح امام را نمیپذیرد، لرزه بر اندامش افتاد. یکی از یارانش با تعجب به او گفت که تو شجاعترین مرد کوفهای، این لرزش برای چیست؟ حر پاسخ داد که من خود را میان بهشت و جهنم مخیر میبینم و به خدا سوگند چیزی را بر بهشت ترجیح نخواهم داد، حتی اگر قطعهقطعه شوم و بسوزم. طبق گزارش شیخ مفید در الإرشاد، حر سپس اسب خود را هی کرد و به سوی کاروان امام حسین (ع) حرکت نمود در حالی که دستانش را به نشانه پشیمانی بر سر نهاده بود و میگفت: «خداوندا به سوی تو بازگشتم، پس توبهام را بپذیر، چرا که من دل دوستان تو و فرزندان پیامبرت را به لرزه انداختم». او نزد امام آمد و با شرمساری فراوان عرض کرد: «من همان کسی هستم که تو را از بازگشت بازداشتم و کار را بر تو سخت گرفتم، گمان نمیکردم این قوم کار را به اینجا بکشانند. آیا توبه من پذیرفته است؟» امام حسین (ع) با آغوشی باز و مهربانی تمام فرمود: «آری، خداوند توبهات را میپذیرد و تو را میآمرزد». حر که از بخشش امام جانی دوباره گرفته بود، با اجازه ایشان به میدان رفت و خطبهای کوبنده علیه لشکر کوفه خواند و آنها را به خاطر خیانتشان سرزنش کرد. او سپس به صفوف دشمن حمله برد و پس از نبردی سخت، دلاورانه و کشتن عدهای از دشمنان، به فوز عظیم شهادت نائل آمد و نام خود را به عنوان نماد آزادگی جاودانه کرد.
اللهم إليك أنبت فتب عليّ، فقد أرعبت قلوب أوليائك وأولاد نبيك.
"خداوندا! من به سوی تو بازگشتم، توبهام را بپذیر؛ چرا که من دل دوستان تو و فرزندان پیامبرت را به لرزه انداختم."