در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
از شیوخ بزرگ کوفه و رئیس قبیله مراد که جان و مال خود را فدای پناه دادن به سفیر امام حسین (ع) کرد.
هانی بن عروه مرادی، یکی از بزرگترین شیوخ و رهبران قبایل کوفه بود که با یک فراخوان، هزاران شمشیرزن از قبیله مذحج به یاریاش میآمدند. او از شیعیان خالص و یاران وفادار امیرالمومنین علی (ع) بود و در جنگهای جمل، صفین و نهروان رکاب زد. هنگامی که مسلم بن عقیل به عنوان سفیر امام حسین (ع) وارد کوفه شد، پس از احساس خطر، به خانه امن و قدرتمند هانی پناه برد. میزبانی از نماینده امام در آن شرایط خفقانور، خطر بسیار بزرگی بود، اما هانی با کمال میل و شجاعت این افتخار را پذیرفت. عبیدالله بن زیاد که از مخفیگاه مسلم باخبر شده بود، با حیلهای هانی را به دارالاماره کشاند. ابن زیاد از او خواست تا مسلم را تسلیم کند، اما هانی با غیرت عربی و شرافت اسلامی خود ایستاد و گفت: «به خدا سوگند هرگز میهمانم را به تو نمیسپارم تا کشته شوم». ابن زیاد که از این مقاومت خشمگین شده بود، با عصای خود چنان بر صورت هانی کوبید که بینی و پیشانیاش شکست. هانی با دست خالی به یکی از نگهبانان حمله کرد تا شمشیرش را بگیرد اما موفق نشد و به دستور ابن زیاد به زندان افتاد. انتشار خبر دستگیری او باعث قیام کوتاه مسلم و سپس شکستن بیعت کوفیان شد. پس از شهادت مسلم بن عقیل، عبیدالله دستور داد هانی را نیز به بازار گوسفندفروشان کوفه ببرند تا گردن بزنند. هانی در مسیر بازار با صدای بلند قبیله خود (مذحج) را به یاری طلبید، اما هیچکس از ترس ابن زیاد جرات نکرد به کمک او بیاید. سرانجام در تاریخ هشتم ذیالحجه (همان روزی که امام حسین از مکه خارج شد)، هانی بن عروه با دستانی بسته اما با سری افراشته به دست غلامی ترکی به نام رشید به شهادت رسید. پیکر او و مسلم بن عقیل را در کوچههای کوفه کشیدند تا مایه عبرت کوفیان بیوفا شود.
وَاللَّهِ لا أَدْفَعُهُ إِلَيْكَ أَبَداً، أَجيئُكَ بِضَيْفي وَرَسولِ حُسَيْنٍ لِتَقْتُلَهُ؟
"به خدا سوگند هرگز او را به تو نمیسپارم؛ آیا میهمانم را بیاورم تا او را بکشی؟"