در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
دختر ۳ ساله و دردانه امام حسین (ع) که پس از تحمل سختیهای اسارت، در خرابههای شام با دیدن سر پدر به شهادت رسید.
حضرت رقیه (س)، دختر خردسال و سه ساله امام حسین (ع) است که در واقعه عاشورا حضور داشت. او به شدت مورد علاقه پدر بود و پیوندی عاطفی و عمیق میان این پدر و دختر وجود داشت. در روز عاشورا، او شاهد شهادت عزیزانش و هجوم وحشیانه لشکر عمر سعد به خیمهها بود و طعم تلخ یتیمی و اسیری را در خردسالی چشید. پس از عاشورا، رقیه به همراه کاروان اسرا، مسیر سخت و طاقتفرسای کوفه تا شام را با پای پیاده و بر روی شتران بیجهاز طی کرد. تازیانهها، خار بیابانها و بیرحمی نگهبانان، جسم نحیف او را آزرده کرده بود، اما دلتنگی برای پدر، بیشترین رنجی بود که این کودک تحمل میکرد. هنگامی که کاروان اسرا در خرابههای شام (در نزدیکی کاخ یزید) اسکان داده شد، شبی رقیه در خواب پدرش را دید. او هراسان از خواب پرید و با گریه بهانهی پدر را گرفت. صدای گریه او چنان جانسوز بود که یزید از خواب بیدار شد و با قساوت قلب دستور داد تا سر بریده امام حسین (ع) را برای این کودک سه ساله ببرند. نگهبانان طبقی را که با پارچهای پوشانده شده بود، در مقابل رقیه گذاشتند. کودک با دستان کوچک و لرزان خود پارچه را کنار زد و ناگهان با سر بریده و خونین پدر روبرو شد. او سر پدر را در آغوش گرفت و با گریه گفت: «پدر جان، چه کسی مرا در این کودکی یتیم کرد؟ چه کسی رگهای گردنت را برید؟» رقیه آنقدر با سر پدر درد دل کرد و گریست که ناگهان از حرکت ایستاد. حضرت زینب (س) متوجه شد که روح پاک این دخترک سهساله در خرابه شام به آسمان پر کشیده است. مرقد مطهر او امروز در شهر دمشق، زیارتگاه عاشقان اهل بیت است.
يا أَبَتاهُ! مَنْ ذَا الَّذي أَيْتَمَني عَلى صِغَرِ سِنّي؟
"پدر جان! چه کسی مرا در این کودکی یتیم کرد؟"