در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
در حال دریافت اطلاعات شخصیت...
صحابی جلیلالقدر پیامبر (ص) و پیرمرد شجاعی که اولین شهید از میان انصار در حمله دستهجمعی بود.
مسلم بن عوسجه اسدی از چهرههای سرشناس و موجه کوفه و از صحابه پیامبر اسلام (ص) بود. او از شیعیان مخلص و فداکار امیرالمومنین علی (ع) به شمار میرفت. در جریان قیام کوفه، او از ارکان اصلی حمایت از سفیر امام، مسلم بن عقیل بود و وظیفه جمعآوری کمکهای مالی و خرید سلاح برای قیام را بر عهده داشت. پس از شهادت مسلم، او با مشقت فراوان خود را به کاروان امام حسین (ع) در کربلا رساند. در شب عاشورا، هنگامی که امام حسین (ع) بیعت خود را از یاران برداشت و از آنها خواست در تاریکی شب بروند، مسلم بن عوسجه اولین کسی بود که از جای برخاست و با سخنانی حماسی وفاداری خود را ثابت کرد. او گفت: «آیا ما تو را رها کنیم؟ فردا در پیشگاه خدا برای ادای حق تو چه عذری بیاوریم؟ به خدا سوگند از تو جدا نمیشوم تا نیزهام را در سینه دشمن بشکنم و تا جان در بدن دارم با شمشیرم آنها را میزنم. اگر سلاحی نداشتم با سنگ به سوی آنها پرتاب میکنم تا با تو کشته شوم». بر اساس گزارش کتاب الإرشاد شیخ مفید، در روز عاشورا مسلم بن عوسجه در جناح چپ سپاه امام به فرماندهی حبیب بن مظاهر قرار داشت. هنگامی که عمرو بن حجاج (فرمانده جناح راست سپاه کوفه) به یاران امام حمله کرد، نبرد سختی درگرفت. در این حمله دستهجمعی، مسلم بن عوسجه با وجود سن بالا، قهرمانانه جنگید و پس از دفع حمله، در حالی که جراحات سنگینی برداشته بود به زمین افتاد. هنگامی که گرد و غبار فرو نشست، امام حسین (ع) به همراه حبیب بن مظاهر با شتاب بر بالین او حاضر شدند، در حالی که هنوز رمقی در بدن داشت. امام فرمود: «خدا تو را رحمت کند ای مسلم» و سپس این آیه را تلاوت کرد: «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ...» (برخی از آنان پیمان خود را به آخر بردند و برخی در انتظارند). شیخ مفید در الإرشاد مینویسد: حبیب بن مظاهر به او نزدیک شد و گفت: «کشته شدن تو بر من سخت است، اما تو را به بهشت مژده میدهم». حبیب سپس به او گفت: «اگر نمیدانستم که من هم به زودی به تو ملحق میشوم، دوست داشتم وصیتت را به من بکنی». مسلم بن عوسجه با صدایی ضعیف در حالی که به امام حسین (ع) اشاره میکرد، تاریخیترین وصیت خود را بیان کرد: «تو را وصیت میکنم به این مرد؛ در راه او کشته شو». و پس از آن در آغوش امام جان به جانآفرین تسلیم کرد.
أُوصیکَ بِهذا رَحِمَکَ اللّهُ فَقاتِلْ دونَهُ حَتّی تَموتَ
"(در آخرین لحظات خطاب به حبیب بن مظاهر:) تو را به این مرد (امام حسین) وصیت میکنم، در راه او بجنگ تا کشته شوی."